رفع خطر
گلشید خوشگل و نازم خیلیییی نگران سلامتی خودت و مامانیت بودیم هممون
وای از ساعتهای اولی که روز جمعه توی بیمارستان پشت سر گذاشتیم !!!
دیگه هرگز دلم نمیخواد اون لحظات تکرار بشه
بنده خدا خاله شیرین مثل یه دختر حرف گوش کن نشسته بود توی راهروی بیمارستان که حراست چیزی بهش نگه ! منم توی راهروی زایشگاه مدااام قدم میزدم و فکر کنم 10 بااار شد که آیفون بخش رو فشار دادم که خانووم بالاخره چی شد ؟!
یعنی از پرسنل بیمارستان به شدت عصبانی هستم ! یه منشور زدن توی راهروهای بیمارستان که حقوق بیمار رو مشخص میکنه ولییی من که ندیدم پرسنل رعایت کنن این قضیه رو ! حالا چون خودشون روزی چندین مورد حاد می بینن براشون عادی شده ولی ما که ممکنه هر لحظه اتفاق نا خوشایندی رو در پیش داشته باشیم زبونم لال ، حالا ما یا هر بیمار و خانواده ی دیگه ای ! یه جوری رفتار میکنن انگار که بیمارستان ملک شخصی شون هست و ما هم اومدیم سربار شون شدیم به زوور !!! از این دست آدما به شدت متنفرم
به هر حال برات بگم که مامانیت معاینه شد و سونو شد و پزشکش هم اومد بالای سرش و اقدامات لازم رو انجام داد و گفتن که سعی میکنن اوضاع رو به همین صورت حفظ کنن چون هنوز خیلی زوده برای به دنیا اومدن تو و خوشبختانه بعد از دو روز ، پزشک تشخیص دادن که مامان گلشنت می تونه بره خونه ولیی تحت استراحت مطلققققق باید قرار بگیره !
منم حالم همچنان خووب نیست و مریض و بی حوصله ام !
مرسی از دوستای خوبمون در اینجا که به یادمون بودن ، همه تون رو دوست دارم

رفع خطر
