امروز من و تو
سلام مامانی از دیشب که خوشحال و خندون از مطب دکتر آمدم حالم 180 درجه تغییر کرده ! از نیمه های شب مامانی حالش بد شده . بابایی هم که از خستگی بیهوش شده بود . صبح ساعت 6 صبح بلند شده میگه سفره صبحانه آماده کردم پاشو به نی نی صبحانه بده . وقتی که دید حالم بده کلی نگران شد . هر چی تحمل کردم فایده ای نداشت . خاله شبنم هم که نگران شد کارش رو ول کرد آمد تا من رو ببره دکتر ولی من که اصلا جوون نداشتم بلند شوم . خاله شبنم کمی پیش ما موند و عکس قشنگت رو دید و رفت و من کم کم حالم بدتر شد و بابایی کلی نگران حال من و تو بود از ترس زنگ زد به خانم حسن زاده و بعد من رو برد دکتر و بعد از کلی این ور و اون ور رفتن ، دکتر گفت که ویروس است و باید تحمل کنی و مای...
نویسنده :
خاله شبنم
18:20





